اطلاعات کلی
نام رسمی: مهاباد
کشور: ایران
استان: آذربایجان غربی
شهرستان: مهاباد
بخش: مرکزی
سال شهرشدن: دورهٔ صفوی
مردم
جمعیت 135،780نفر
زبان‌های گفتاری: کردی سورانی:
لهجهٔ مکریانی
مذهب: اسلام سنی
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا: ۱۴۱۷ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه: 12
بارش سالانه: 330
اطلاعات شهری
پیش‌شماره تلفنی: 0442
وب‌گاه: www.Mahabad-Citi.info و www.Kurds.ir
+ نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 18:4 توسط (....) |

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

برای دیگر افراد با نام «شرفکندی» به صفحه شرفکندی بروید.

عبدالرحمن شرفکندی (۱۳۰۰–۱۳۶۹), ملقب به هَژار (به کردی: هه‌ژار Hejar، به معنی مسکین و تهیدست) از نویسندگان، مترجمان و شاعران مشهور کرد ایران بود. [۱] وی فرزند حاجی ملا محمد بود و در سال ۱۳۰۰ هجری خورشیدی در مهاباددر شمال غرب ایران زاده شد. دوران کودکی وجوانی را در مهاباد سپری نمود و هنگامی که‌ ۱۷ سال سن داشت پدرش درگذشت.[۲][۳] وی در حدود سال ۱۹۴۰ آغاز به‌ سرودن شعر نمود و تحت تأثیر شاعران برجسته‌ کرد مانند احمد خانی، وفایی، ملای جزیری و قادر کویی بود. هه‌ژار در جمهوری کردستان به‌ رهبری قاضی محمد نقش داشت. و در ان دوره به همراه ماموستا هیمن به عنوان شاعر ملی کردستان انتخاب شد.[۴] وی پس از سقوط جمهوری مهاباد مجبور به‌ ترک ایران شد. حدود سی سال در کشورهای عراق، سوریه، وچندسال هم در لبنان برای معالجه مریضی سل به سر برده است. وی در جنبش‌ کردی به‌ رهبری مصطفی بارزانی نیز مشارکت داشت.[نیازمند منبع] در سال ۱۹۷۵ به‌ شهر کرج ایران آمد و تا پایان زندگی خود در ۲۲ فوریه ۱۹۹۰ در آنجا اقامت گزید.[نیازمند منبع]

از کارهای برجسته او ترجمه کتاب قانون در طب بوعلی سینا از عربی به فارسی و ترجمه رباعیات خیام از فارسی به کردی بود.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] آثار او

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] کردی

  • چیشتی مجیور(شلم شوربا)
  • ئاڵه کۆک (برگ سبز)
  • به یتی سه ر ه مه ر
  • مه م و زین (ترجمه مم و زین از کرمانجی به سورانی)
  • بۆ کوردستان
  • شه‌ره‌فنامه (ترجمه شرفنامه بدلیسی از فارسی به کردی)
  • چارینه کانی خه یام (ترجمه رباعیات خیام به کردی سورانی)
  • هۆزی گاوان
  • مێژووی ئه رده ڵان (تاریخ خاندان اردلان)
  • یه ک له په نای خاڵ و سیفری بێ برانه وه
  • دایه،باوه،کێ خراوه؟
  • شه رحی دیوانی مه لای جزیری (شرح دیوان ملای جزیری)
  • قورئانی پیرۆزبه کوردی (ترجمه قرآن به کردی)
  • بیره وه ریه کانی ژیانی

ديواني شيخ جةزيري و چند اثر دیگر.

[ویرایش] منابع

  1. روزنامه ایران، شماره ۲۱۶۴
  2. همشهری آنلاین
  3. سایت آفتاب
  4. سایت آفتاب

+ نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 17:50 توسط (....) |

ملا غفور دباغی (زاده: ۱۳۰۶ ، مهاباد - درگذشت:۲۱ مرداد ۱۳۶۹ ), ملقب به حافظ مهابادی، شاعر ایرانی است.وی فرزند درویش عبدالله در شهرستان سقز دیده به جهان گشود. پدرش درویش عبدالله دباغ بود و بنا به ضرورت شغلی به شهرستان بانه نقل مکان کرد. هنوز بیش از سه سال از سن غفور نمیگذشت که در آن شهر به بیماری آبله مبتلا شد و بر اثر این بیماری چشمانش را از دست داد. چون به هفت سالگی رسید پدرش وی را به نزد میرزا محمد کریم نامی برد تا قرائت قرآن بیماموزد. به این ترتیب تا ۱۳۲۰ نیمی‌از قرآن را حفظ کرد.در این ایام که مصادف بود با آتش جنگ جهانی دوم به ایران حکومت مرکزی دچار ضعف شد و در بانه نیز محمد رشید خان سر بر شورش بر داشت و منطقه را نا آمنی فرا گرفت. درویش عبدالله به شهرستان مهاباد نقل مکان نمودو در نزد ملا احمد حاجی بایزید جهت ادامه حفظ قرآن کوشید و در مدت ۸ سال کل قرآن را حفظ نمود. همچنین در نزد قاضی محمد خضری نزریوه‌ای درسهایی از شرع اسلام را یاد گرفت. بعد از کودتای عبدالکریمقاسم در تابستان ۱۳۳۷ شکسی در عراق در قالبهای جدی و ظنز شعرهایی برای قشرهای مستمند جامعه خواند. ۱۳۵۰ دنبال یا گرفتن خط بریال رفت. بعد از مشقتهای زیادی که در راه جمع آوری ضربالمثلها و ظنزها نموده بود ساواک همه را ضبط نمود و هیچگاه آنها را پس نداد. سرانجام در سال ۱۳۶۹/۰۵/۲۱ شمسی روز یکشنبه برابر با ۱۲ اوت ۱۹۹۰ میلادی و ۲۰ محرم ۱۴۱۱ قمری بدورد حیات گفت و در جوار استاد هیمن به خاک سپرده شد.

از کارهای برجسته او "دیاری مه هاباد" ، "یه ندی پیشینان" ، "چوارینه کانی ماموستا فه رروخی یه زدی" از فارسی به کردی بود.

[ویرایش] نمونه‌ای از آثار او

[ویرایش] فارسی

پس سپاست کنم ای دکتر خوش قلب و غیور * که مرا یاد تو بگشود در شادی و شور

از همان شب که مرا دست قضا یاری کرد * جرعه‌ای چند را داشت ز صهبای حضور

آنچنان عمق دلم مسکن و ماورای تو شد * که از این غمکده بیرون نروی تا لب گور

دیده کز لذت دیدار تو محروم شد چه باک؟ * دیدهٔ معنیم از دیدنتان شد پر نور

کاش یکبار دگر بخت نگون یار شدی * با تو بشینم و پیدا نشود کار ضرور

گفته‌ها رد و بدل کرده سخن‌ها به میان * بحث در باره سرمای دی و مفلس و عور

مطلبی نیزه به کردی بشنو جان دلم * تو شفا بخش مریضانی چه نزدیک و چه دور

[ویرایش] منابع

  • تاریخ مهاباد نوشته سید محمد صمدی ۱۳۷۳ انشارات رهرو مهاباد
+ نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 17:49 توسط (....) |

قه بري ماموستاهيمن
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 10:37 توسط (....) |

مویەی جدایی هیمن

مویەی جدایی هیمن 
 ترجمە:عزیزناصر
                                                                                  
«هيمن» تخلص شعري «شيخ محمد امين شيخ الاسلامي مكري» است. كسي كه بعد از سال‌ها زندگي در عالم ادب ادعا كرد كه تنها بهره‌اي كه از هنر شعر و شاعري برده است كم شدن شر اين نام دور و دراز از سرش بوده است. هيمن سال 1300 هجري شمسي در روستاي «لاچين» واقع در 5 كيلومتري جنوب مهاباد در خانواده‌اي متمول و صاحبب نام متولد شد. خانواده‌اي با سرپرستي پدري كه براي هميشه داغ هم‌بازي شدن با بچه‌هاي پابرهنه و ژنده‌پوش اما در عين حال آزاد و بازيگوش را بر دل او گذاشت. بعد از شكست جمهوري مهاباد (1326 ه.ش) او با لقب «شاعر ملي» مدت زماني چشمگير بود كه زندگي به شيوه‌ي همان بچه‌ها را برگزيده بود. «هيمن» از سال 1326 تا 1357 پيوسته تحت تعقيب ساواك و ماموران دولتي بود؛ ب طوري كه چند بار مخفيانه به ايران بازگشت اما هربار به ناچار راه كشور عراق را در پيش گرفت. با پيروزي انقلاب مردم ايران پا به ميهن خويش گذاشت. بار ديگر وارد جريانهاي سياسي شد، اين بار ديري نپاييد كه او ـ همان گونه كه جلال آل احمد ـ سياست را بوسيد و كنار گذاشت. از سال 1362 با سردبيري مجله‌ي «سروه» صرفا به كار ادبي پرداخت.ر ماندگار اين شاعر و نويسنده در قالب‌هاي داستان، شعر، مقاله، تصحيح و ترجمه مانع از آن شد كه نام او پس از درگذشتش در روز 29 فروردين ماه 1365 از خاطره‌ها محو شود.
بهره‌گيري از عناصر طبيعتي خشن، استفاده از ادبيات شفاهي و پشوانه قرار دادن فولكلور و فرهنگ بومي، در عين به خدمت گرفتن انواع آرايه‌هاي ادبي ويژگي‌هايي از شعر «هيمن» است كه خوانندگان اين مجموعه مي‌توانند تا اندازه‌اي به درك آن‌ها نايل آيند. اما با كمال تاسف دو ويژگي برتر شعر او، كه يكي تسلط اعجاب برانگيز او بر زبان و ديگري قدرت انكار ناپذيرش در سرايش است، به طور كلي بر آن‌ها كه صرفا خواننده‌ي ترجمه‌ي آثار او هستند، پوشيده مي‌ماند. در حقيقت اين دو ويژگي اخير، «هيمن» را كه از جمله‌ي آخرين شاعران كلاسيك جديد در ادبيات كردي است، از ديگر شاعرانِ هم‌سبك ممتاز داشته است.

 

................................

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 10:34 توسط (....) |

دکتر فریدون جنیدی
 
درباره ی فعل «کردن» ، پسوندهای مکان ِ ساخته ی آن و نام شهر «کرمان»
 

در زبان هاي ايراني يك ويژگي هست كه درآن با پيوند ميان دو يا چند واژه، واژه ی ديگری ساخته مي‏شود و اين ويژگي در زبانهاي اشتقاقي ديده نمي شود .

مثلن  واژه ی " كاروانسرادار "  از سه بهر كاروان، سرا و دار تشكيل شده است و اگر به بخش كاروان آن نيز بنگريم، آن نيز خود از دو بخش تركيب يافته است ( كار + وان )، زيرا كه درکنار همين كاروان دست کم  واژه  ديگری را به نام ساروان  داريم و  بخش پایانی و مشترك این دو ( یعنی وان)، از واژه های سار و كار جدا است و آشكار مي‏سازد كه كار نيز در واژه ی کاروان خود  واژه اي جداگانه است .

پس با اين حساب كاروان‌سرادار واژه اي است مركب از چهار بخش  و کاروانسراداري پنج بخش دارد.

بسياری  از واژه‏های  زبان فارسي که يك بخشی به نظر مي‏آيد خود از دو يا چند بخش تشكيل گرديده‏ است .

مثلا واژه ی  اندرز در اوستا به گونه ی هن درز han-dareza  بوده است كه بخش نخستين آن یعنی  "هن " گونه ی  ديگری  از واژه ی " هم " است و بخش دوم آن "درز " كه همين واژه ی درز امروزی ( به معنی شکاف جامه که دوخته باشند) است و در واژه ی مركب "درزيگر" به معنی خیاط  نيز بر جاي مانده است. هندرز به معني دوختن و پیوند دادن تجربيات گذشته كسي به آينده ی شخص ديگر و در واقع به معنی وصیت می باشد. (١)

واژه انباز به معني شريك،  از دو بخش "هم" و "باز"  تشكيل شده و «هم» با تبديل م به ن به گونه ی

 

هنباز و با تبديل هـ به الف به گونه انباز در آمده و در اصل به معني دو يا چند كس است كه در كاري هم باز هستند و با هم حرکت مي‏کنند .واژه ی " هم " در واژه ی  انجمن نیز به چشم مي‏خورد كه در اصل هن گامن بوده است كه بخش دوم آن از ريشه ی "گم " اوستايي به معني آمدن است و هنگامن يا انجمن به معني كساني است كه با هم همگام هستند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 10:26 توسط (....) |

آیین یاری

متن حاضر ترجمه ی انگلیسی از شرح مختصری که در سال 1990 در یک اردوگاه‌ پناهندگی در عراق و براساس درخواست کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد که به زبان انگلیسی تهیه‌ شده‌ است:
پیروان آیین یاری در استان کرمانشاه و بخصوص در اطراف کوه دالاهو و شاهو زندگی می کنند‏ البته عده ایی از آنان هم در شمال عراق از جمله موصل و سنجار و کرکوک و...ساکن اند. این آیین که ترکیبی از ادیان کهن ایرانی از جمله زروان - میترا ‏‏- زردشت می باشد و سرآغاز شکل گیری آن به بهلول ماهی در سده دوم هجری / باباناوس در سده چهارم و مهمتر از همه سان سهاک در سده هشتم و نهم هجری می رسد. متون مقدس این آیین به گویش گورانی (شاخه ایی از زبان کردی ) نوشته شده اشت. مهمترین این متون آیین پردیور یا نامه سرانجام است که دارای هفت بخش است، از جمله بخشهای آن گلیم وه کول - بارگه بارگه می باشد.
جمعیت آیارسانیان حدود 1500000نفر برآورد شده است و هم اکنون سید نصرالدین حیدری از سادات حیدری و از تیره تفنگچی رهبر مذهبی این آیین می باشد .
از اسماء دیگر این آیین یارسان واهل حق می باشد که به اشتباه آنان را علی اللهی هم خطاب می کنند. در کردستان عراق به آنان هاواری و کاکه ایی می گویند.
اما در کل این مقاله شرحی خلاصه وار بر آیین یارسان می باشد.






1- اشاره ایی کوتاه در مورد آیین اهل حق :
آیین یاری یکی از اقلیتهای مذهبی در ایران است و پیروان آن یارسان نامیده می شوند، گاها به اشتباه این آیین را همچون علی الهی ، صوفیه و غیره شاخه ایی از اسلام معرفی کرده اند.
2- تاریخ :
آیین یاری عمیقادرآداب ورسوم کهن کردهاوایرانیها به ویژه آیین زردشت ریشه دارد . پیروان آیین یارسان نزدیکی خاصی را به اصول زردشتی احساس می کنند یعنی به: پندار نیک، گفتارنیک، کردار نیک، آیین یاری ازاین عقایدبطور بسیار زیادی تبعیت می کند ومعتقد است که رفتار عملی باید با ایده های ذهنی هماهنگ باشد. گرچه ایین زردشتی بعداز شکست یزدگرد سوم در سال 635 قبل ازمیلادازمسلمانان رو به ضعف وانزوا گرایید و حتی می توان گفت ازبین رفت، اما بسیاری ازاصول آن توسط ایرانیها خصوصا کردهای یارسانی نگه داشته شد. این کردها که هم یکجا نشین وهم کوچرو بودند، در کوهستانهای کردستان زندگی می کردند ومجزا از دیگر طوایف آیین وتعلیمات زردشتی را با تغییراتی اندک نسل به نسل وسینه به سینه حفظ کرده بودند.
باشروع قرون 13 و14 میلادی که اسلام روبه انحطاط رفت، حامیان آیین زردشت نزدیکترین مذهب به آیین گم شده خود را باز یافته و به ان ملحق شدند، این آایین، یاری بود که با شرایط اجتماعی وسیاسی آن عصر هماهنگ بود.
رهبر این گروه جدید سلطان اسحاق فرزند عیسی برزنجه ای بود که در سال 1272 میلادی یعنی قرن هشتم هجری در ایالت سلیمانیه و شهرزور به دنیا آمد. پیروان آیین با توجه ستون مذهبی یاری روح و ذات خداوند را در سلطان اسحاق یافتند. ظهور خداوند در جامه انسان با آفرینش جهان و زمین اغاز شد و سلطان اسحاق را به عنوان رهبر خود باز یافتند. این گروه از مریدان یاری، رهبران اصلی آیین شدند. اولین پیروان ایشان، هفت تن (هفت جسم ) نام دارند و هفت مشاور سلطان هم " هفت هفتوانه" نامیده می شوند.
سلطان اسحاق بخاطر اندیشه و عقاید پاک خود به شهرت تام رسید اما به سبب همین اعتبار و شهرت عامش در میان مردم، برادرانش و رهبران مذهبی قبایل مسلمان شهرزور در مقابل او جبهه گرفتند. دشمنانش او را مجبور به عبور از رودخانه سیروان کردند تا به کردستان شرقی(اورامانات ایران) برود. سلطان رسالت مذهبی خود را ادامه داده و پیام و تبلیغش را توسط پیروانش به مناطق مختلف می فرستاد اما دشمنانش بر سرکوبی نهضت پافشاری می کردند. آنها به پایگاههای سلطان اسحاق در اورامانات نزدیکی پاوه و به آتشکده های زرتشتی حمله می بردند.
پس سلطان و یارانش مجبور شدند که در غار پردیور مخفی شونداین منطقه توسط لشکر چیچک که در برابر روسای قبایل بود، مورد حمله قرار گرفت.
سلطان اسحاق و یارانش با استفاده از محیط اطراف خود و موقعیت مناسبشان حملات آنها را دفع می کردند. در این غار گروهی 40 نفره که یک دایراک خاتون هم میان آنان حضور داشت به مدت سه روز بدون آب و نان در محاصره ماندند اما آنان با ادامه مقاومت حلقه محاصره و حمله دشمن را شکستند.
با شکست لشکر چیچک و نبود این قبایل، گروه اهل حق موقعیت خود را تحکیم بخشیده و متعاقبا به فعالیت گسترده (آیینی ) پرداختندو میان ایرانیان ناراضی مشهور و پر آوازه شدند در نتیجه کردهای قلخانی (گوران زبان ) که از لحاظ باور هم ایرانی بودند به این آیین گرویدند.
برای گسترش آیین یارسان ، تعدادی از نامدارترین، اندیشمندترین و با ایمان ترین مریدان را به دیگر نقاط ایران فرستادند. پیروان آیین یاری امروزه حدود 1500000 نفر تخمین و ارزیابی شده اند

.....................................

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 10:19 توسط (....) |


رئيس انجمن حمايت از بيماران جذامي مهاباد خواستار کمک به اين بيماران شد. روزنامه آفرینش
رئيس انجمن حمايت از بيماران جذامي مهاباد خواستار توجه و مساعدت بيشتر مردم به بيماران جذامي اين شهرستان شد.
خالد خالدي در روز حمايت از بيماران جذامي طي آئيني محلي در محل جمعيت هلال احمر مهاباد گفت : انجمن حمايت از بيماران جذامي مهاباد در حال حاضر با کمک هاي مردمي ، خيرين و انجمن حمايت از بيماران جذامي تهران توانسته بيماران جذامي اين شهرستان را تحت پوشش حمايتي خود قرار دهد .
وي يادآور شد : در حال حاضر اين انجمن 65 بيمار جذامي و خانواده هاي آنها را در شهرستان مهاباد و حدود 55 نفر از بيماران شهرهاي سردشت ، پيرانشهر و بوکان را تحت پوشش خدمات حمايتي خود قرار داده است.
خالدي گفت: ماهيانه اين انجمن به طور ميانگين بيش از هفت ميليون ريال را صرف هزينه هاي معيشتي خانواده هاي بيماران جذامي اين شهرستان مي کند.
وي همچنين گفت : طي دو سال اخير اين انجمن 150 ميليون ريال را صرف تعمير و بازسازي منازل بيماران جذامي روستاهاي بصري و سرچنار مهاباد کرده است.
در شهرستان مهاباد 65 بيمار جذامي وجود دارد که از اين تعداد 23 نفر در روستاي بصري ، 24 نفر در روستاي سرچنار و 18 نفر نيز در ديگر نقاط شهر سکونت دارند .

طرح ساماندهي بيمه درماني روستايي
يک ميليون نفر از روستائيان استان آذربايجان غربي تحت پوشش طرح ساماندهي بيمه درماني قرار گرفتند .
مدير کل بيمه خدمات درماني آذربايجان غربي با اعلام اين خبر گفت : در سه هزار روستاي استان يک ميليون و 180 هزار نفر ، واجد شرايط دريافت دفترچه هاي خدمات درماني روستايي هستند که تاکنون 89 درصد روستائيان تحت پوشش بيمه خدمات درماني قرار گرفته اند .
وي تصريح کرد : در بيست شهر استان بيش از چهل هزار نفر تحت پوشش بيمه درماني قرار گرفته اند.
نازآور خاطر نشان کرد : در حال حاضر چهارصد و هفتاد و چهار نفر پزشک و ماما در يکصد و پنجاه و هشت مرکز بهداشتي و درماني در قالب طرح پزشک خانواده مشغول فعاليت هستند که براي خدمات رساني بهتر به هشتاد و شش نفر پزشک و ماماي ديگر نياز است

......................................

زمان مخابره: 22/8/1387 - 13:23:50
GMT: 11/12/2008 09:53:50 ق.ظ
فرماندارمهاباد با جذاميان روستاي" بصري" ديدار و گفت و گو کرد
مهاباد- فرماندارمهاباد به همراه امام جمعه و تعدادي ازمسوولين اين شهرستان روزچهارشنبه با بيماران جذامي ساکن در روستاي " بصري " اين شهرستان ديدار و گفت و گو کرد.

جعفر ذوالفقاري که به منظور دلجويي و عيادت ازبيماران وخانواده هاي جذاميان به اين روستا سفر کرده بود درارتباط با مسايل و مشکلات روستا و همچنين مشکلات معيشي و امکانات درماني و بهداشتي جذاميان با مسوولين روستا و خود بيماران به گفت و گو نشست.
وي خطاب به بيماران تاکيد کرد: نظام جمهوري اسلامي بدون توجه به بيماري جذاميان همچنان آنان را بخشي از جامعه مي داند و درصدد حل مشکلات و مسايل درماني، بهداشتي و معيشتي آنان است.
ساکنين روستاي بصري نيز ضمن خوش آمد گويي به فرماندار و هيات همراه از توجهات خاص جمهوري اسلامي نسبت به اهالي روستا و بيماران جذامي قدرداني کردند.
همزمان با اين ديدارمقدار متنابهي ازارزاق و اقلام مورد نياز اهالي روستا که فبلا تهيه شده بود درميان اهالي روستا توزيع شد.
درروستاي بصري که در20 کيلومتري جنوب شرق شهرستان مهاباد واقع شده 46 نفر زندگي مي کنند که 23 نفر آنان به بيماري جذام مبتلا هستند و بقيه افراد اعضاي خانواد هاي جذاميان مي باشند.
اين بيماران ازاهالي شهرستانهاي جنوب استان آذربايجان غربي هستند که دراين روستا تحت درمان و بازتواني قراردارند. خبرگزاری جمهوری اسلامی
...................................................
لغت نامه دهخدا
آوا : ب َ
نوع لغت : اِخ
فینگلیش :
شرح : دهي از دهستان شهر ويران بخش حومه شهرستان مهاباد. آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات ، توتون . شغل اهالي آن زراعت و گله داري و جاجيم بافي است . (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 4).
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 9:57 توسط (....) |

امين آباد - [ hldk Hfhn ] - [ ]
آوا : اَ
نوع لغت : اِخ
فینگلیش :
شرح : دهي است از بخش حومه شهرستان مهاباد با 350 تن سکنه . محصول آن غلات ، توتون و حبوب است . (از فرهنگ جغرافيائي ايران ج 4).
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 9:54 توسط (....) |


 



به طور كلی دربحث عناصرفرهنگی قومیت كرد و عناصری كه همبستگی كرد ی را تقویت می كنند غیر از زبان اعتقادات مباحث زیادی می گنجد مثل آداب ورسوم (اداب كوچ ِازدواج، ‍رسوم عروسی ، تشیع جنازه،ُشكار، مراسم نوروز، خرافات ، ادبیات ،فولكور ،وضع معیشتی و افسانه ها) اما ازمیان آنها دو عنصر رقص چوپی و لباس كردی،نمود بسیار روشن برای تظاهر به قویت كردی و همبستگی كردی دارد.

چوپی:كردها رقص مخصوصی دارند كه به آنها چوپی می گویند وآن رقص حلقه وار توام با جست و خیزاست كه یک نفر(دختر یا پسر بودن مهم نیست) در راس دسته رقص را می گرداند و به اصطلاح سرچوپی(رهبررقص) است دستمال رنگارنگ و لوله شده ای در دست دارد و با دست دیگرش رقاصان دیگر را كه همه دست در دست هم دارند می گرداند. این رقص با حرکات ریتمیک سه یا چهار سیلابی ،یا بیشتر با لباس کوردی آراسته با رعایت مقررات مخصوص بخود به پایکوبی پرداخته که شکلهای منطقه ای مخصوص بخود را دارد.

مقررات و قوانین در چوپی:

رقص معمولا ابتدا توسط عده ای از پسران که از فامیل نزدیک عروس و داماد هستند شروع می شود. پسران در ابتدا تا رقص ریتم مخصوصی به خود می گیرد و کمی وسیع می شود اداره می شود و سپس دختران به ترتیب به جمع پسران افزوده می شوند.در این رقص فقط دختران انتخاب می کنند که دست در دست کدام پسر برقصند . و هیچ پسری حق اینکه میان دو دختر که دست همدیگر را گرفتند یا یک دختر و یک پسر که دست هم دیگر را گرفتند قرار بگیرد.

تعریف یک اروپایی از رقص کوردی:

«من به شتاب خود را به محل تجمع مردان وزنان كه برای رقص گرد آمده بودند رسانیدم و دراجرای یك رقص كرد ی كه برای نخستین بار می دیدم حضور یافتم رقص به نظرم بسیارعجیب آمد ولی آن رابسیار زیبا یافتم زن ومرد دست یكدیگر را می گیرند . دایره بزرگ تشكیل می دهند و با صدای نوعی طبل ( دهل ) با آهنگ كند و یكنواخت می چرخند با این حال دیده می شود كه زنان كرد با این كه مسلمانند در قید و بند حجاب نیستند حتی سر و صورت و گردنشان هم باز است و چنین وضعی در بین سایر فرزندان پیغمبر گناه بزرگ محسوب می شود.»

اهمیت و جایگاه رقص کردی با یک مثال:

در سال 1361 هنگامی که هنوز کوردستان ایران نا امن بود،یگانهای ارتش و سپاه پاسداران انقلاب از طریق جاده مهاباد به منظور یورش به پیشمرگ های حزب دمکرات و کومله در حرکت بودند.در روستایی که در جنب جاده قرار داشت یک گروه از زنان و مردان روستایی در وسط جاده مشغول رقص کُردی بودند(به مناسبت مراسم عروسی).این گروه تا رقص خود را تمام نکردند جاده را برای یگانهای نظامی تا دندان مسلح ترک نکردند.این حادثه نشان دهنده احساسی است که یک کُرد نسبت به رقص کُردی در هر شرایطی دارد.و آن را برابر با رژه ی یک گروه پیشمرگ می دانند.


+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 17:31 توسط (....) |

مطالب قدیمی‌تر