خصوصیات تاریخی ، فرهنگی و اجتماعی :: ایلات شهرستان مهاباد در گذر تاریخ
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٤  
در کتاب ساختار سازمان ایلات و شیوه معیشت عشایر آذربایجان غربی تالبف ابراهیم اسکندری نیا شرح مفصلی راجع به ایلات و عشایر آذربایجان غربی و شاخه های اصلی و فرعی آنها ارائه گردیده است. در این کتاب راجع به ایلات و عشایر شهرستان مهاباد نیز مطالعات ارزشمندی به عمل آمده است که خلاصه آن در این مبحث ارائه میگردد.
به طور کلی بخش مهمی از سکنه شهرستان مهاباد از اکراد مکری هستند و این ایلات از قبایل منگور، مامش،گورک،پیران،سوسنی،ملکاری، بریاجی،پژدری (پشه ری)،مرگه ای،دهبکری، بیگ زاده ها ، بابان ،خانزاده ها و بلباس تشکیل شده است.
در زمان شاه عباس صفوی در نبردهای میان افراد قزلباش و ایل مکری ، صدمات فراوانی به این ایل وارد شد و مورد قتل و غارت قرار گرفتند.بعد از پایان این کشتارها ،شیربیگ نامی از آن جماعت که نسبت به شاه ارادت می ورزید و برادرش مقصود بیگ در ملک ایشیک آقاسیان در گاه  بود ،مورد عنایت شاهانه قرار گرفت و حکم شد که هر کس از مکریان بر سر او جمع شوند از قتل و غارت در ایمن بوده باشند. قلیلی ازباقیماندگان مکری بر سر او جمع شدند و جان به سلامت بردند.
بعد از قتل عام اکراد مکری ،شیر بیگ مکری باقیمانده ایل و عشیره را راهنمایی کرد تا به مناطق جنگلی و کوهستانی پناهنده شدند و منطقه جلگه ای قلمرو آنان تا مدتها خالی از سکنه بود.
 بعد از شیر بیگ، پسرش بوداغ سلطان سرکرده  مکریان گردید.او در سال 1038 هجری قمری ابتدا در میرآباد نعلین ساکن شد و سپس مهاباد فعلی ( ساوجبلاغ ) را به عنوان مرکز قلمرو مکری انتخاب کرد و نسبت به عمران و آبادانی این شهر همت گماشت.بعد از بوداغ سلطان پسرش موسی سلطان و نوه اش شیخ علیخان در سردشت و ساوجبلاغ امارت کردند.پس از آنان نیز محمد خان پسر شیخ علیخان در ساوجبلاغ امیری داشت که پس از غوت او در سال 1212 هجری قمری برادرش بوداغ خان که در سردشت ساکن بود به ساوجبلاغ آمد.در دوران امارت بوداغ خان در ساوجبلاغ (1212 -1238 ه.ق) مبارزه بین مکری ها از یک طرف و دهبکری و بلباس از طرف دیگر شدت یافت.
در زمان کریم خان زند ،امام قلی خان پسر عموی  بوداغ خان از طرف آن پادشاه  مامور حکومت مکری شد.اما در مبارزه با بوداغ خان شکست خورد و به قتل رسید . سپس علی مردان خان زند ،محمود پاشای بابان را به تسخیر مکریان تحریک کرد اما او هم توفیق نیافت. در این ضمن بلباس ها مناطق وسیعی از غرب مکریان ، به ویژه اطراف سردشت را اشغال کرده بودند و برخوردهای متعددی میان مکری ها و بلباس ها روی داده بود.
مامش ها نیز تحت رهبری  کاک ابراهیم پسر کاک سلیمان ، دهات محال آختاچی را غارت کرده بودند . بوداغ خان ابتدا میخواست از طریق دوستی با آنان رفتار نماید . اما چندی بعد با احمد خان حاکم مراغه باپیر آقای منگور را با هزار سوار برای شرکت در جشن عروسی به مراغه دعوت کردند و در آنجا همه آنان را به قتل رسانیدند.
بوداغ  خان به منظور استحکام موقعیت خود و مبارزه با بلباسها ، با افشارهای ارومیه و حاکم مراغه متحد شده بود . از طرف دیگر حاکم ارومیه ، محمد قلی خان بیگلر بیگی با اهالی ارومیه  و افشارهای آنجا و متحدان آنها دشمنی می ورزیدند، لذا بوداغ خان را به  ارومیه دعوت کرد و پس از بازداشت چشمهایش را کور نمود.
بعد از مرگ بوداغ خان ، ابراهیم خان باکوئی که قبلا ضابط دیوان مکری بود ، از طرف نایب السلطنه ، حاکم مکری شد . اما بعد از دو سال به علت ظلم و ستم از حکومت مکری برکنار شد و شیخ علی خان پسر احمد خان مقدم به جای او نشست و او نیز بعد از یک سال فوت نمود.
در سال 1241 هجری قمری از طرف نایب  السلطنه عباس میرزا حکومت موروثی مکری مجددا به عبداله خان پسر بوداغ سلطان تفویض گردید . عبداله خان و لشکریان ایلات مکری در جنگ هرات خدمات مهمی انجام دادند و پس از مراجعت از جنگ هرات در سال 1255 هجری قمری مورد لطف و عنایت بیشتر شاه طهماسب صفوی قرار گرفتند .
در این زمان تضاد و برخورد دهبکری و مکری  به صورت شدید تری نمایان گشت . عبداله خان برای سازش با عباس آقای دهبکری  و جلوگیری از برخورد ، دخترش را به عقد پسر او ، قادر آقا ، در آورد .عبداله خان در 16 ربیع الثانی سال 1256 هجری قمری عباس آقا دهبکری و اطرافیانش را در ساوجبلاغ به قتل رسانید و قادر آقا پسر او و داماد خویش را زندانی کرد . آنگاه از محمد آقا برادر عباس آقا خواست که اظهار اطاعتکند و خود نیز در اطراف شهر مشغول سنگربندی و تهیه مقدمات جنگ گردید . محمد آقا دهبکری اظهار اطاعت نکرد و با 800 نفر سواره و پیاده شهر را محاصره نمود. عبدالله خان می خواست قادر آقا را به قتل برساند . اما با وساطت عبدالکریم خان ، برادر عبدالله خان و حاج سید بایزید ، قادر آقا آزاد شد و به لشکر دهبکری ها که شهر را محاصره کرده بودند پیوست . مدت یک شبانه روز جنگ در گرفت . آنگاه دهبکریها به روستای ایندرقاش (اگریقاش) مراجعت کردند و پیروت آقای دهبکری برای شکایت به تبریز رفت .روز بعد قریب هفت هزار سواره و پیاده مسلح (بلباس)به دهبکریها پیوستند و جنگ مجددا"شروع شد وو مدت یک هفته ادامه داشت .در این بین پیوسته از اطراف برای هر دو طرف کمک میرسید.در این آشنا حسین خان قولو با 60 سوار از تبریز به سابلاغ اعزام شد و خان اظهار اطاعت نمود و از آنجا راهی تبریز شد و سپس در تهران به خدمت شاه رسید و مورد سرزنش قرار گرفت .در این زمان امیر نظام میرزا علی اشرف و حاجی میرزا نجف سرهنگ از طرف دار السلطنه تبریز برای سرکشی به سابلاغ اعزام شدند واحجاف محمد شریف بیک باعث ناراحتی اهالی شد تادر زمستان سال 1256 ه.ق خدادادخان گرجی از تهران برای حکمرانی مکری اعزام شد و بعد از ورود به سابلاغ تمام افراد خانواده خان را به اورمیه فرستاد و املاک آنان را ضبط نمود و بین دیگران بویژه بلباسها تقسیم کرد . جور وستم خدادادخان باعث شد که اهالی شهر شکایت کنند.
از سوی دیگر عبدالله خان و همراهانش مدت 20ماه در تهران اقامت کردند و در ششم شعبان 1257 ه.ق به حضور شاه رسیدند و مورد نوازش قرار گرفتند و حکومت مکری مجددا" به عبدالله خان اعطاء شد.خان در تبریز نیز مورد نوازش نائب السلطنه قهرمان میرزا قرار گرفت قهرمان میرزا محمد آقای دهبکرری و عده ای دیگر از دهبکریها را که به تبریز آمده بودند دعوت کرد که از عبدالله خان اطاعت کنند. اما آنها دعوت او را نپذیرفتند و به همین سبب به دستور او زندانی شدند. این تحولات موقتا"باعث تضعیف دهبکریها شد اما مرگ گهرمان میرزا وضع را به نفع دهبکریها تغییر داد.در سالهای بعد نیز مبارزه دهبکریها و مکریها ادامه داشت .در اواخر قرن سیزدهم مکریها تقریبا" تمام املاک خود را در منطقه شهر ویران از دست دادند و سپس انتخاب حکام مکری توسط دارالسلطنه به قدرت آنها پایان داد